یکی از مباحث مطرح میان علمای اسلام و مذاهب مختلف، مسئلۀ سوگند به غیرالله است که دیدگاههای متفاوتی دربارۀ آن ارائه شده است. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که جریان وهابیت سوگند به غیرخدا را مصداق «شرک» میداند و با استناد به احادیثی، مانند روایت «مَنْ حَلَفَ بغیراللّه فَقَدْ أَشْرَکَ» (هر کس به غیرخدا سوگند یاد کند، مشرک شده است)، آن را نقضکنندۀ مرزهای توحید میانگارد. در مقابل، مذاهب چهارگانۀ اهلسنت رویکردی متفاوت دارند؛ حنفیان و حنبلیان با تکیه بر ظاهر نصوص شرعی، حکم به حرمت این عمل میدهند، درحالیکه مالکیان و شافعیان احادیث ناهی سوگند به غیرالله را ناظر به تغلیظ (سختگیری) میدانند و آن را در شمار مکروهات قرار میدهند. در نتیجه، هیچیک از مذاهب اهلسنت این عمل را شرک و ناقض توحید نمیدانند. افزون بر این، پژوهش حاضر تناقضهای درونی گفتمان وهابی را بررسی و تحلیل میکند؛ ازجمله تعارض در معیارشناسی مفهوم شرک و ناسازگاری در نقش نیت، بهمثابۀ عنصری تعیینکننده در احکام فقهی. در نهایت، این یافتهها تفاوتهای مبنایی میان وهابیت و دیگر مذاهب اهلسنت را برجسته میسازد و نقدهایی جدی بر انسداد معرفتشناختی و یکسونگری ایدئولوژیک این جریان وارد میکند.