<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مجله سراج منیر</title>
    <link>https://serajemonir.darolelam.ir/</link>
    <description>مجله سراج منیر</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Wed, 19 Feb 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Wed, 19 Feb 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی حقیقت توحید ربوبی از منظر علامه طباطبایی و سلطان العمیری</title>
      <link>https://serajemonir.darolelam.ir/article_247276.html</link>
      <description>در این مقاله، به تفسیر علامه طباطبایی از مفهوم ربوبیت و نقد و بررسی دیدگاه سلطان العمیری در موضوع توحید ربوبی پرداخته شده است. علامه طباطبایی با تأکید بر قید استقلال در صفات ربوبی، مالکیت و تدبیر مستقلانه خداوند را به‌عنوان معیار اصلی ربوبیت معرفی می‌کند و بر این باور است که هرگونه تصور از تأثیر مستقل برای غیرخداوند، منجر به شرک ربوبی می‌گردد. ایشان با استناد به آیات قرآن، ملاک شرک را باور به استقلالیت غیرخدا می‌داند و معتقد است که مشرکان، به علت اعتقاد به تأثیر ذاتی معبودهای خود، دچار شرک ربوبی شده‌اند. اما سلطان العمیری هر چند در ظاهر استقلالیت، کمال، اطلاق و استغنا را قید ربوبیت بر شمرده است، اما با تقسیم ربوبیت به اصول و فروع ربوبیت، معتقد است همان باور به صفات کلان خداوند اصل ربوبیت است و عقیده دارد مشرکان در اصول ربوبیت موحد بوده‌اند و تنها در جزئیات دچار انحراف شده‌اند. با این حال، نقدهایی به دیدگاه العمیری مطرح شده است: 1. العمیری استقلال را به‌عنوان تنها ملاک ربوبیت به حساب نیاورده است؛ 2. دلایل وی در بیان عقیدۀ مشرکان نادرست است، نتیجه‌گیری این مقاله به روش توصیفی‌تحلیلی نشان می‌دهد که دیدگاه علامه طباطبایی منطبق بر قرآن است و حقیقت ربوبیت متکی بر باور به استقلالیت در تأثیرات است. </description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی دیدگاه وهابیت و شافعی‌ها دربارۀ توسل به جاه، مقام و حق</title>
      <link>https://serajemonir.darolelam.ir/article_247278.html</link>
      <description>توسل به اولیای الهی از جایگاه والایی میان مسلمانان برخوردار است؛ بااین‌حال، از زمان ظهور جریان فکری وهابیت، شیوه و گسترۀ این عمل، به‌ویژه درخصوص توسل به جاه، مقام و حق اولیای الهی، به یکی از مسائل مناقشه‌برانگیز تبدیل شده است. پژوهش حاضر با روش تحلیلی-تطبیقی، به بررسی دیدگاه وهابیت و مذهب شافعیه، به‌عنوان یکی از مذاهب فقهی اهل‌سنت، دربارۀ این نوع توسل می‌پردازد. مقالۀ حاضر در پی آن است که ضمن تبیین دیدگاه‌ها و مبانی استدلالی دو طرف، نقاط اشتراک و افتراق میان آن‌ها را آشکار سازد. این دو دیدگاه در روش مواجهه با نص و نتیجه‌گیری فقهی با یکدیگر در تقابل کامل قرار دارند؛ وهابیان با سوءاستفاده از اصل &amp;amp;laquo;توقیفی بودن عبادات&amp;amp;raquo; و با توجیه و تأویل نصوص وارده این نوع از توسلات را بدعت و مقدمه شرک می‌دانند؛ درحالی‌که شافعیه با استناد به قرآن، سنت و سیرۀ پیشینیان، آن را عملی مشروع و ریشه‌دار در سنت اصیل اسلامی ارزیابی می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آسیب‌شناسی نقد وهابیت؛ واکاوی چالش‌های گفتمان توحیدی وهابیت</title>
      <link>https://serajemonir.darolelam.ir/article_247279.html</link>
      <description>جریان تکفیری وهابیت با ارائۀ تفسیری غیراسلامی از توحید و شرک، دیگر مسلمانان را به شرک و کفر متهم می‌سازد. آنچه در نقدهای رایج بر وهابیت کمتر بدان توجه شده است، آسیب‌های شناختی در فرایند نقد است؛ به‌ویژه پذیرش نادرست گفتمان توحیدی وهابیان توسط برخی از منتقدان. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که تمرکز صرف بر نقد فروع و شاخه‌های عقیدۀ وهابی و غفلت از اصول و مبانی ساختگی آن در حوزۀ توحید و شرک، از زمینه‌های بقا و گسترش این تفکر شده است. توحید خودساخته محمد بن عبدالوهاب که عبدالله بن عیسی تمیمی آن را &amp;amp;laquo;مخالف توحید رسول خدا&amp;amp;raquo; و شبیه روش خوارج دانسته است، باید اصلی‌ترین محور در ادبیات نقد وهابیت باشد. این مقاله سپس به چالش‌های بنیادین وهابیت در تبیین توحید و شرک می‌پردازد. ملاک‌های متناقض (تقسیم افعال به بزرگ و کوچک) که مستلزم قائل شدن شریک برای خدا در امور عادی است و همچنین تقسیم درخواست به حیات و ممات یا حضور و غیاب نیز ازجمله چالش‌های وهابیت است. تعریف نادرست وهابیت از عبادت که لازمۀ آن شرک‌آمیز شمردن سجدۀ فرشتگان بر آدم  و خضوع در برابر والدین است از دیگر چالش‌های وهابیت در حوزۀ توحید است. از دیگر تناقض‌های وهابیان باور آن‌ها به توحید ربوبی و اسماء و صفات برای مشرکان، با وجود آیات صریح قرآن بر شرک ربوبی مشرکان است. نتیجه آنکه نقد اصولی و تهاجمی بر مبانی وهابیت در حوزۀ توحید و شرک، با تکیه بر تناقض‌های درونی و استناد به قرآن و سنت، می‌تواند این جریان را از موضع پرسشگری و تهاجم به موضع دفاعی سوق دهد و زمینه را برای مقابلۀ فکری مؤثرتر فراهم آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اسلام اهل‌سنت از دیدگاه علمای شیعه</title>
      <link>https://serajemonir.darolelam.ir/article_247280.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی ادعای عبدالرحمن دمشقیه، دربارۀ تکفیر اهل‌سنت از سوی شیعۀ امامیه، می‌پردازد. دمشقیه در کتاب خود با استناد به آرای صاحب حدائق، علامه مجلسی و صاحب جواهر مدعی شده است که شیعۀ امامیه، اهل‌سنت را کافر می‌داند. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی روایات و آرای فقهای شیعه پرداخته است و به این نتیجه رسیده است که کفر اشاره‌شده در برخی روایات، ناظر به کفر در مقابل ایمان است، نه کفر در مقابل اسلام. به عبارت دیگر، انکار ولایت ائمه ( موجب خروج از ایمان می‌شود، اما شخص را از دایرۀ اسلام خارج نمی‌کند؛ زیرا اهل‌سنت به‌طور کلی از ایمان خارج نیستند، بلکه در توحید، نبوت، معاد و... مؤمن هستند و دربارۀ ولایت دچار خلل هستند. همچنین، ادله‌ای، مانند شمول طهارت مسلمین، سیرۀ مستمر معاشرت با اهل‌سنت و روایات تفکیک بین اسلام و ایمان، مؤید این دیدگاه هستند. علمای بزرگی، مانند خواجه طوسی، شیخ مفید، شیخ صدوق، شیخ طوسی، علامه حلی، شیخ انصاری، امام خمینی و سید ابوالقاسم خویی به صراحت اهل‌سنت را مسلمان دانسته‌اند. تنها نواصب، غلات و خوارج از دیدگاه شیعه کافر محسوب می‌شوند. بنابراین، ادعای دمشقیه مبنی بر تکفیر عمومی اهل‌سنت توسط شیعه، فاقد پایۀ استنادی محکم است و با بررسی جامع منابع فقهی و روایی رد می‌شود. </description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی دیدگاه وهابیت و مذهب مالکی در طلب شفاعت از اموات</title>
      <link>https://serajemonir.darolelam.ir/article_247281.html</link>
      <description>مبحث &amp;amp;laquo;استشفاع (طلب شفاعت) از اموات&amp;amp;raquo;، ازجمله مباحث کلیدی و چالش‌برانگیز در ساحت &amp;amp;laquo;توحید در عبادت&amp;amp;raquo; و تبیین جایگاه والای اولیای الهی در اندیشۀ اسلامی است. جریان وهابیت با رویکردی خاص، طلب شفاعت از مردگان را مصداقی از شرک در عبادت می‌انگارد و آن را در تضاد با بنیادهای توحیدی می‌داند؛ آنان با استناد به ظواهر برخی آیات و روایات، این باور را شرک اکبر و موجب خروج از دایرۀ اسلام قلمداد می‌کنند و در تلاش برای مشروعیت‌بخشی به ادعای خود، هم‌سویی سایر مذاهب اسلامی با این دیدگاه را فریاد می‌زنند. این پژوهش، با رویکردی انتقادی و با تکیه بر تحلیل آثار متقن فقیهان و عالمان برجستۀ مالکی، به بازخوانی این ادعا می‌پردازد و نشان می‌دهد که نه‌تنها فقه مالکیه با این تلقی فاصله دارد، بلکه سیره و فتوای بزرگان این مذهب، همچون مالک بن انس (م179ق)، قاضی عیاض (م544ق)، ابن‌الحاج (م737ق) و شهاب‌الدین زرقانی (م1122ق)، گواهی روشن بر مشروعیت و بلکه استحباب استشفاع از اموات و توسل به آنان است. یافته‌های این نوشتار، ضمن واکاوی منابع اصلی مذهب مالکی، این حقیقت را نشان می‌دهد که استشفاع از اموات جزء باورهای فقهای مالکی بوده است و در کتاب‌های خود به آن پرداخته‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی دیدگاه وهابیت و مذاهب فقهی اهل‌سنت دربارۀ قسم به غیرالله</title>
      <link>https://serajemonir.darolelam.ir/article_247282.html</link>
      <description>یکی از مباحث مطرح میان علمای اسلام و مذاهب مختلف، مسئلۀ سوگند به غیرالله است که دیدگاه‌های متفاوتی دربارۀ آن ارائه شده است. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که جریان وهابیت سوگند به غیرخدا را مصداق &amp;amp;laquo;شرک&amp;amp;raquo; می‌داند و با استناد به احادیثی، مانند روایت &amp;amp;laquo;مَنْ حَلَفَ بغیر‌اللّه فَقَدْ أَشْرَکَ&amp;amp;raquo; (هر کس به غیرخدا سوگند یاد کند، مشرک شده است)، آن را نقض‌کنندۀ مرزهای توحید می‌انگارد. در مقابل، مذاهب چهارگانۀ اهل‌‌سنت رویکردی متفاوت دارند؛ حنفیان و حنبلیان با تکیه بر ظاهر نصوص شرعی، حکم به حرمت این عمل می‌دهند، درحالی‌که مالکیان و شافعیان احادیث ناهی سوگند به غیرالله را ناظر به تغلیظ (سخت‌گیری) می‌دانند و آن را در شمار مکروهات قرار می‌دهند. در نتیجه، هیچ‌یک از مذاهب اهل‌سنت این عمل را شرک و ناقض توحید نمی‌دانند. افزون بر این، پژوهش حاضر تناقض‌های درونی گفتمان وهابی را بررسی و تحلیل می‌کند؛ ازجمله تعارض در معیارشناسی مفهوم شرک و ناسازگاری در نقش نیت، به‌مثابۀ عنصری تعیین‌کننده در احکام فقهی. در نهایت، این یافته‌ها تفاوت‌های مبنایی میان وهابیت و دیگر مذاهب اهل‌سنت را برجسته می‌سازد و نقدهایی جدی بر انسداد معرفت‌شناختی و یک‌سونگری ایدئولوژیک این جریان وارد می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>گزارش کتاب &amp;laquo;الرد علی الوهابیه فی القرن التاسع عشر نصوص الغرب الإسلامی نموذجاً&amp;raquo;</title>
      <link>https://serajemonir.darolelam.ir/article_247283.html</link>
      <description>این اثر پژوهشی حاصل تلاش &amp;amp;laquo;حمادی الردیسی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;اسماء نویره&amp;amp;raquo;، استادان علوم سیاسی اهل تونس است. این دو محقق دو کتاب با عناوین و تاریخ‌های متفاوت منتشر کرده‌اند: الرد علی الوهابیه فی القرن التاسع عشر (۲۰۰۸) و الرد علی الوهابیه نصوص الشرق الإسلامی (۲۰۱۲). گزارش حاضر متمرکز بر کتاب نخست است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
